تبليغاتX
بی تو هرگز

     با تو

    با تو بوده ام همیشه و در همه جا با تو نفس کشیده ام

    با چشمان تو دیده ام ، مرا از تو گریزی نیست،

    چنانکه جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب،

    تو دلیل حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام

     که باور کرده ام ، (علت بودن من تو هستی) ...

                                                        

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیستم مرداد 1384 و ساعت 11:54 قبل از ظهر |

دوتا پرنده دوقلب عاشق
چطور جدا ز هم بمونن

به نای خسته دل شکسته

چطور جدا ز هم بخونن

تو ای زمونه ببین چگونه پرنده ها

جدا ز خونه از آشیونن

به سینه من هنوز امیدی

به شوق دبدن محالی

او چه مانده آیا دگر ز من بجز خیالی

در د بی درمونمو با کی قسمت بکنم
با همه دوری او کاشکی عادت بکنم

خاموش و غمگین چون شام یلدا

بی ستاره آه ه ه ه

بین منو او راهی که تنها شوره زاره

لحظه ها را با نفسهام می شمارم

ساز دل را دست غمها می سپارم

اشکی فردا قصه های نو بسازه

تا که با او عمر باقی را سر آرم

شاید این دنیا نباشه دنیای نو از نو بنا شه

لیلی نمیره از جدایی مجنون بی لیلی نباشه

درد بی درمونمو با کی قسمت بکنم

با غم دوری او کاشکی عادت بکنم

خاموش و غمگین چون شام یلدا

بی ستاره آه ه ه ه

بین منو او راهی که تنها شوره زاره

خاموش و غمگین چون شام یلدا

بی ستاره آه ه ه ه

بین منو او راهی که تنها شوره زاره

عجب........حرفهای دلم گفتنی نيست........بغض توی گلوم شکستنی نيست .

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه شانزدهم مرداد 1384 و ساعت 2:56 بعد از ظهر |