نمیدونم ، نمیدونم که به تو می رسم یا نه ؟
نمیدونم سر نوشت من هم مثل شیرین و فر هاد یا لیلی و مجنون
یا شمع و پروانه میشه ...
نمیدونم اون روز اصلاْ میاد یا اصلاْ همچین روزی وجود داره یا نه ؟
نمیدونم ...؟
من که اصلاْ فکرشو نمی تونم بکنم که به تو نرسم .
هر دفعه ای که که این اندیشه به سراغم میاد ،
گریه دور چشام حلقه میزنه و به خودم میگم
چرا اصلاْ چیزی به اسم جدایی وجود داره ؟
جدایی یعنی لحظه ی سوختن و نا بودی عاشق ...
+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت
11:34 قبل از ظهر |


