"بهترین لحظات زندگی ام لحظات با
تو بودن است و تنها دلیل بودنم تویی"

ای سر فصل تمام امید هایم ، می خواهم بگویم با تمام وجود دوستت دارم ،اما زبانم قاصر است ...
می خواهم بگویم ماه شب های تاریک زندگی ام هستی ، می بینم تو خوب تر ز ماه هستی ...
و می دانم که تو نيز مرا دوست می داری و این را با تمام وجود احساس می کنم ...
چرا که بی دريغ باران محبت هایت را بر من نثار می کنی ، و مرهم قلب
خسته و شکسته ی من هستی ... اما چرا از من دوری ؟
کاش در کنارت بودم تا این همه احساس تنهایی نمی کردم و از فراقت اشک نمی ريختم ...
تا قبل از این نمی دانستم که دوری از یار مهربان اینقدر جانکاه است ...
نمی دانستم شب های فراق چقدر طولانی و تاريک و روزهايش ابری و بارانيست ...
اما با دوری از تو ، تنها عشقم ، از آموزگار هجرت اين درس ها را گرفتم و اکنون از طول
ثانيه های طولانی بی تو بودن نيز خبر دارم ...
+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه سی ام آذر 1384 و ساعت
8:39 بعد از ظهر |