انديشه ها ی رويش من را فضا تويی
از گيرو دار گنگ تفكر رها تويي
اين سو منم ميان زمين زيرخا ك و نم
آن سو ، برون مزرعه قامت نما تويي
ازبوته هاي سبزدلم تا درخت عشق
سر شاخه هاي تازه به فصل وفاتويی
گلگشت های تو هيجان مي دهد مرا
زيبا ! به من بگو زكجا تا كجا تويی
روياي من ، تخيل من ، آرزوي من
درسرزمين دور دلم ، ماجرا تويی
از روشناي پنجره برتنگی دلم
تصوير ناب نور تو هستي ، هوا تويی
لبريز شور و هلهله ، جاري وبي سكوت
حس مي كنم رها شده درهر صدا تويی
+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
4:2 بعد از ظهر |


