در پهنای چشمانت چیزی دیدم که در وسعت آسمان ندیدم
چیزی فراتر از باور ................................
چیزی که هیچ کس ندید ولی من دیدم
همون که دلیل گریه هات بود
همون که امونتو بریده بود
همون که منو دیونه تو کرده بود
نمی تونم بگم ولی ....
+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت
4:42 بعد از ظهر |


